
يا اما رضا تو كه ضمانت آهو رو كردي ما كه از آهو كمتر نيستيم .
ضمانت ما هم بكن
مطمئنم خدا ضمانت نامه امام هشتم رو رد نميكنه ...
88/8/8 ميلاد هشتمين امام شيعيان بر تمامي مسلمين جهان مبارك باد

هر شاگرد جواب خاصى داد كه از ديد خودش منطقى بود ولى هيچ كدوم از جوابا استاد رو راضى نكرد
همه از جواب دادن به سوال درمونده شده بودن و از استاد خواستن خودش به سوال جواب بده
استاد گفت . . .
وقتى انسانها از دست هم عصبانى ميشن دلهاشون از هم فاصله ميگيرن و به خاطر اينكه دلها صدا رو بشنون آدما داد ميزنن
هر چى دلها به هم نزديكتر بشن صداى آدما آروم تر ميشه مثل دوتا دوست كه با هم حرف ميزنن تا جايى كه وقتى دونفر عاشق همن بدون صدا و فقط با نگاهشون با هم حرف ميزنن ...

مى نويسم امشب
از ته دل آرام
آسمان صاف
گهى ابرى و گه بارانى
حس زيباى تو در دام وجود
با دل خود چه كنم ؟
گرچه امشب مستم
مست از باده تو
مست از زخم زبانى كه هميشه دارد
آن لب مثل شكر شيرينت
دل من باز امشب
شوق ديدار تو در سر دارد
با دل خود چه كنم ؟
عشق در ثانيه ها
شوق در فاصله ها
بى وفا ، من امشب
مثل شب هاى دگر
آتش عشق تو در بند وجودم دارم
با دل خود چه كنم ؟
با دل پير ز هجر نگهت
با تن سرد ز سرماى زمان
كاش امشب باز هم
آسمان حال مرا مى فهميد
كاش امشب باز هم
چهره ات بر تب داغ نگهم مى خنديد
درك اين فاصله از سوى دلم سنگين است
با دل خود چه كنم ؟
با دل بسته به دام نگهت
آسمان رام
شب آرام
شور و غوغاى سكوت
واى امشب دل من ميميرد
به گمانم امشب
دل من رنگ دگر ميگيرد
ياد تو ثانيه ها ، ساعت ها
در دل من جاريست
قلم امشب ز خيال نگهت مى گريد
اشك امشب داغ بر دل دارد
بى خبر از من و دل
با دل خود چه كنم ؟ ...
« على ، 28/07/88 ، 2:30 »

شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما ،
چه كسي نقش تو را خواهد شست
روزی دروغ به حقیقت گفت بیا برای شنا به دریا برویم .
حقیقت ساده لوح حرف دروغ را پذیرفت و آنها با هم راهی دریا شدند .
هنگامی که به کنار ساحل رسیدند حقیقت لباس های خود را برای شنا کردن در آورد و دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و رفت
از آن پس همیشه حقیقت عریان و دروغ در لباس حقیقت و آراسته ظاهر می شوند...

آقا جان ميدانيم منتظران خوبي برايت نيستيم ولي بيا و با آمدنت دلهاي خسته مان را شاد كن ...
** ميلاد منجي دو عالم بر همگان مبارك **

